دختر گل بابایی
سلام دختر گل بابایی ، دیگه روزهای پایانی رو داریم میگذرونیم قربونت برم دلم برای دیدنت یه ذره شده و انتظار کشیدن برام خیلی سخته انگار که زمان اصلا نمیگذره تا روز موعود که روز تولدت هست فرا برسه . آنیسا جونم ، دختر گلم چند سالی هست که منتظر اومدنت هستیم چرا اینقدر مامانی و بابایی رو اذیت کردی نمیدونی ما چی کشیدیم تا خدای مهربون تو رو به ما داد . اما به خاطر اینکه تو روزی میای پیشمون همه چی رو تحمل کردیم و فقط توکلمون به خدا بود میدونستیم که خدای مهربون دل هیچ کسی رو نمیشکونه ، روزی که تو اومدی تو دل مامانی دیگه همه غم و غصه هامون رو فراموش کردیم . از اون روز شادی و نشاط رو به ما هدیه کردی و به زندگی من و ماما...
نویسنده :
مامانی
9:09






