آنيساآنيسا، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 28 روز سن داره
آرسامآرسام، تا این لحظه: 1 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

عسل ماماني و بابايي

آنی جونم تا چند وقت دیگه داداشی دنیا میاد

دخترم دنیای من خوبی خوشگلم ؟ مامانی دیگه کم مونده داداشی هم دنیا بیاد و از تنهایی دربیای و بشی آبجی بزرگه قربونت برم من راستی آنی جون هنوز اسم هم برای داداشی انتخاب نکردیم هاااااااااااااااااااااااااااااااا با هم رفتیم براش سیسمونی گرفتیم همشم آجی جون مهربونش انتخاب کرد   قربون هر دوتاتون برم من ...
17 اسفند 1396

روز دختر

سلام عزیز مادر آنی جونم امروز ( سوم مرداد 96 ) تولد حضرت معصومه (س) و  روز دختر ، نفس مامان روزت مبارک خوشگلم ، کانون فرهنگی براتون مراسم گرفتن چه برنامه های قشنگی داشت کلی بهت خوش گذشت و در پایان مراسم به مناسبت روز دختر بابایی برات کادو گرفته بود و روی سن بهت دادیم دووووووووووووووووووستت داریم فراون میبووووووسمت ...
17 اسفند 1396

فرشته نازنینم به پیش دبستانی رفت

پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند امروز 96/07/11 اولین روز از شروع پیش دبستانی ، ماه تحصیل، تلاش، مشق و مدرسه است …. آغاز سال تحصیلی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن بر دختر مهربونم مبارک ایشاا... خدا همیشه پشت و پناهت باشه عروسکم آنی جونم امروز همراه بابایی به مدرسه  دخترانه نوری رفتیم شیف بعدازظهر بودی نمیدونمی تو اون لباسهای فرم مثل ماه می درخشیدی مامان فدات بشه الهی سر کلاس نشستی و خانم ...
12 مهر 1396

عکس تولد 5 سالگی

آنی جونم برات عکس تولد 5 سالگی رو میذارم امسال مراسم خاصی نداشتیم یه تولد خودمونی گرفتیم . ایشااله 100 سالگیت رو جشن بگیریم مادررررررررررررررررررررررررررررررر تولد با بچه های مهد تموم شد دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم بووووووووووووووووووووووس       ...
27 ارديبهشت 1396

بعد از یکسال

سلام نفس مامان آنی جونم بعد از یکسال اومدم برات بنویسم ببخشید مامانی تو این مدت نتونستم برات چیزی بنویسم سرم شلوغ بود و فرصت نشد ، تو این یکسال خیلی اتفاقا افتاد هم خوب هم بد ولی گذشت الان که دارم مینویسم 27 اردیبهشت ماه 96 هست و تو 5 سال و دو ماه و 24 روزه هستی قربونت برم امسال به امید خدا میری پیش دبستان و سال دیگه هم کلاس اولی میشی در سال 95 عمه میترا 3 تا دخمل خوشگل به دنیا آورد که اسماشون رو پارمیدا پارمیس و آرمیتا گذاشت . دلم برات یه ذره شده الان من سرکارم و تو مهد کودک مامانی باید منو ببخشی خیلی دوستت دارم خیلی ، امید تنهائی هام ، رفیق همه روزه م ، تنها دلخوشی زندگیم ، خدا رو شاکرم که تو رو دارم  ...
27 ارديبهشت 1396